ناظم الاسلام كرمانى
330
تاريخ بيدارى ايرانيان ( فارسى )
بود تا مهاجرت آقايان طهران بقم پس از عزل عين الدوله و رسيدن شغل صدارت بمشير الدوله تلگراف آزادى ايشان مخابره گرديد ( حاج ميرزا محمد رضا پسر مرحوم حاج ابو جعفر نوهء مرحوم حاج آقا احمد كرمانى است امروز از علماء بزرگ كرمانست اين فاميل هيچوقت نان ملائى را نخورده امر معاششان از زراعت و فلاحت گذشته و ميگذرد ) . بلى حاج ميرزا محمد رضا در استبداد صغير چند تلگراف بمشير السلطنه مخابره نمود كه بر ضد ملتخواهى او بود و نگارنده سواد آنها را در مجلدات بعد درج نموده و عما قريب خواننده تاريخ خواهد خواند ديگر مجعوليت و يا واقعيت آنها را پس از فحص بليغ مينويسم بهرجهت با آن احتراماتيكه از طرف ملت نسبت بحاج ميرزا محمد رضا به عمل آمد طرف سوءظن ملت واقع گرديد . در اين ايام خبر اغتشاش شيراز رسيد و متواليا تلگرافات سخت از علماء اعلام شيراز مخابره مىشود . سبب هيجان اهالى فارس باعث اغتشاش و هيجان اهالى شيراز بطور اجمال از اين قرار است كه شاهزادهء شعاع السلطنه ملك منصور ميرزا پسر مظفر الدين شاه حاكم فارس بود و املاك خالصهء فارس را از دولت در مبلغى قليل خريدارى نمود و شروع كرد در تصرف خالصهجات شيراز و ضمنا املاك خالصهء كه در زمان ناصر الدين شاه برعايا فروخته شده بود نيز بحيّز تصرف درميآورد بقول شاعر : اگر ز باغ رعيت ملك خورد سيبى * برآورند غلامان او درخت از بيخ اين خريدارى خالصهجات و تصرف كردن آنها خورده خورده تجاوز نمود باملاك اجزاء حكومت افتادند بجان و مال مردم صاحب ملك اگر قبالهء نداشت كه حالش معلوم است و اگر قباله و سندى اظهار ميداشت از دست او گرفته پس از چندى ملك را هم متصرف ميشدند تا اينكه شاهزادهء حاكم بعزم معالجهء مرض مسافرت بفرنگستان نمود سردار مكرم كه نايب الحكومه فارس بود بناى بدسلوكى را گذارده مردم از شدت فشار ظلم بشاه چراغ كه محل بست و پناه مظلومين بود متحصن گرديده سردار مكرم ببهانهء نظم شهر حكم شليك داده متجاوز از بيست نفر از اطفال و مردمان بيچاره هدف گلولهء ظلم و به خاك هلاك افتادند بعضى هم پناه بقونسولخانهء انگليس بردند اين اخبار متواليا و متواترا بطهران رسيد شعاع السلطنه از حكومت فارس معزول گرديد حكومت فارس موقتا داده شد بوزير مخصوص ( صاحب اختيار ) از طرف دولت هم تلگرافى بعلماء شيراز شد كه وزير مخصوص را براى اصلاح فرستاديم اگرچه وزير مخصوص آدم خوشذات و هواخواه معدلت بود اهالى فارس هم مايل او بودند ليكن چون لفظ اصلاح در تلگراف مندرج بود اهالى شيراز گمان كردند وزير مخصوص مأموريت اصلاح بين رعايا و شعاع السلطنه را دارد نه مأموريت حكومتى را فلذا در جواب تلگراف دولت مخابره كردند اگر وزير مخصوص براى حكومت ميآيد ما او را با نهايت تشكر و اطاعت ميپذيريم و اگر براى اصلاح بين ما اهالى فارس و شعاع السلطنه ما او را راه نميدهيم آنوقت چشم از مملكت فارس بپوشيد باز از طرف دولت مخابره شد كه شعاع السلطنه بواسطهء مرض و نقاهت از حكومت فارس استعفاء داد و دولت